تبليغاتX
وبلاگ کهف

مخالف دولت عزیز!(*)

 برای یک  بار هم که شده اول متن را بخوان و بعد قضاوت کن و نظرت را بگو.میدانم سخت است.تو عادت کرده ای تا در تیتر اسم دولت و احمدی نژاد و ... را دیدی نگاهی اجمالی به متن بیاندازی و صفحه ی نظرات را باز کنی و از قیمت گوجه بنویسی!

مخالف دولت عزیز!

میدانی چرا میگویم مخالف و نمیگویم منتقد؟ چون تو همیشه مخالفت میکنی.کاری نداری که دولت چه کار میکند.هر کاری که دولت میکند بد است.اگر سفری را برود میگویی چرا رفت و اگر نرود میگویی چرا نرفت؟! اگر کاری را بکند میگویی چرا کرد و اگر همان کار را انجام ندهد میگویی چرا انجام نداد؟!منتقد به عمل نگاه میکند، اگر خوب بود میگوید درست است و اگر بد بود میگوید اشتباه است.اما تو چشمانت را بسته ای و "این کار دولت اشتباه است" به ترجیع بند سخنانت تبدیل شده.

مخالف دولت عزیز!

بارها از زبان تو شنیدم که مرا و کسانیکه از دولت حمایت میکنند را به جرم حمایت از دولت متعصب و متحجر خواندی.آن زمان که ژست روشنفکری میگرفتی و میگفتی "زنده باد مخالف من" فکر نمیکردم که اینقدر زود شعارت را یادت برود و به جای زنده باد گفتن، برچست تحجر و تعصب و ... بر دهان مخالفت بچسبانی!

مخالف دولت عزیز!

تو به من میگویی چرا دور احمدی نژاد هاله ی مقدس کشیدی و بدی هایش را نمیبینی؟ این را به منی میگویی که با اینکه دولت را قبول را دارم 30 در صد مطالبم در مورد دولت  انتقادی بوده.نگاهی به اظهار نظرهایت در مورد دولت بیانداز.یک بار شد بگویی دولت یک کار خوب هم دارد؟!تو حتی ابایی هم نداری که بگویی دولت حتی یک کار مثبت هم ندارد! آیا به من حق نمیدهی که بگویم تو دور احمدی نژاد و دولت چه هاله ای کشیده ای که خوبی هایش را نمیبینی؟

مخالف دولت عزیز!

به تو حق میدهم که اینگونه به دولت حمله کنی. من هم اگردر دولت قبل فضا را برای نقد این قدر باز میدیدم شاید همین کار تو را میکردم!اگر الان هرکسی به خود اجازه ی نقد دولت را میدهد و انتقاد و مخالفت با دولت به ژست روشنفکری تبدیل شده اما در آن زمان منتقدان اقتصادی قابلمه به دست معرفی میشدند و منتقدان سیاسی به خشونت گرایی و مخالفت با رای مردم!پس با این وضع راحت باش و مخالفت کن.تعصب بورز و ما را متعصب بخوان.
(*)اول که متن رو مینوشتم به ایهامش دقت نکردم ولی ایهام جالبی داره!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 20:27  توسط حسین سلیمانی  | 

چند روز پیش وقتی داشتم عکس های سفر هاشمی به مکه را میدیدم به عکسی برخوردم که در کنار هاشمی و محسن رضایی، دانش جعفری که چند وقت پیش توسط احمدی نژاد از وزارت عزل شده بود ایستاده بود. خبر دلجوی هاشمی از حداد عادل را هم که احتمالا شنیده اید.وقتی که حداد برای ریاست مجلس رای نیاورد هاشمی برای دلجویی از حداد دعوت کرد تا به همراه خانواده در سفر عربستان  او را همراهی کند.در این جا نمی خواهم در مورد این بحث کنم که حضور دانش جعفری و حداد عادل و محسن رضایی و ... در اجلاس وحدت اسلامی چه موضوعیتی دارد و به هزینه ی چه کسی است.موضوعی که میخواهم مطرح کنم همان طور که در عنوان بحث آورده ام مربوط  به دافعه احمدی نژادی و جاذبه ی هاشمی است.البته شاید جاذبه کلمه ی مناسبی نباشد و نتواند منظور من را  به درستی برساند.جاذبه در این جا به معنی جمع آوری افراد است.
همان طور که در بالا اشاره شد و مثال های بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارد شخصیت هاشمی به گونه ای است که همیشه سعی در جمع آوری افراد زیر پرچم خود دارد.در حالی که کمتر مشاهده شده است هاشمی کسی را طرد کند.افراد اگر مخالف مطلق او نباشند و کمترین استعدادی برای قرار گرفتن زیر پرچم او را داشته باشند توسط روش های گوناگون جذب میشوند.این روش ها  برای یکی تحویل گرفتن است ، برای کسی دعوت به سفر حج و دلجویی و برای دیگری دادن پست و مقام. در نقطه ی مقابل، اطرافیان احمدی نژاد قرار دارند که متاسفانه به راحتی افراد را از دفع میکنند.افرادی که کمترین مخالفت با دولت را داشته باشند با انواع برچسب ها و تهمت ها مواجه میشوند.البته تاکید من بر اطرافیان احمدی نژاد است و از همین رو هم در عنوان از دافعه ی "احمدی نژادی" و نه "احمدی نژاد" استفاده کردم.در دیدار دانشجویان با رییس جمهور که حدود یک ماه پیش بود همین مطلب عنوان شد و احمدی نژاد کاملا این ضعف اطرافیان را قبول داشت .
اما به نظر میرسد هیچ کدام از این دو روش صحیح نمیباشد و هر کدام ایراداتی دارند.رفتار هاشمی در جذب اینگونه ی افراد و حمایت بی چون و چرا از اطرافیان و مدیران خود باعث شده است که هاشمی برای اینکه اطرافیانش از او طرد نشوند در برابر اشتباهات و فساد اطرافیانش یا سکوت کند و یا از آن ها حمایت کند. در چنین شرایطی افراد فاسد در کنار ایشان میمانند و با سوء استفاده از این موقعیت به شخصیت ایشان لطمه وارد میکنند. از طرفی کسی که بخواهد همه را در کنار خود داشته باشد قاطعیت در تفکراتش را از دست میدهد و مجبور است بسیاری از آرمانها و تفکراتش را فراموش کند.در چنین شرایطی فرد مرزبندی خود را با دشمن نمی تواند شفاف کند.همچنین طریقه ی جذب افراد به وسیله ی دادن پست و مقام و سفر خارجی و ... نیز صحیح نمیباشد.
اما رفتار بعضی از اطرافیان دولت در طرد افراد به این شکل نیز نمیتواند درست باشد. در اینجا بحث بر سر معاندین و ضد انقلاب و ... نیست بلکه بحث بر سر طرد نیروهای انقلابی و اصولگرا(نه لزوما جناح اصولگرا) است که با دولت اختلاف سلیقه دارند.رفتار  بعضی از اطرافیان احمدی نژاد در برچسب زدن به افراد باعث میشود تا اختلاف سلیقه های جزئی به کینه های عمیق تبدیل شود.اگر با کسانیکه دلسوز هستند و با دولت دشمنی ندارند و تنها در روش ها منتقد دولت هستند به طرز صحیح و اخلاقی رفتار شود در حد منتقد دلسوز باقی میمانند و چه بسا با دولت همراه شوند اما اگر با آنها به طرز ناصحیح رفتار شود و طرد شوند انتقاد آنها به دشمنی تبدیل میشود.البته بدیهیست که دولت نباید برای اینکه دل افراد را بدست آورد مشی خود را تغییر دهد و یا برای اینکه افراد ناراحت نشوند در برابر بی کفایتی آنها سکوت کند بلکه باید قاطعانه برخود کند اما در عین قاطعیت باید اخلاقی هم عمل کند.به عنوان مثال در بحث تغییر وزرا انتقادات و برچسب ها و توهین هایی که بلافاصله بعد از تغییر وزرا (به خصوص وزیر کشور و اقتصاد) نسبت به آنها شد دقیقا مصداق همان طرد کردن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 1:6  توسط حسین سلیمانی  | 

یا علی !

این جماعت شمع بیت المال راخاموش نمیکنند و ایکاش فقط همین بود.اینان شمع که هیچ، نیروگاه های بیت المال را برای خود روشن نگه میدارند! "بیت المال" را "مالِ خانه" ترجمه میکنند و چه چیز حلال تر از مال خانه؟!

یا علی !

این جماعت لقمه در دهان یتیم نمی گذارند و ایکاش فقط همین بود. اینان لقمه از دهان یتیم بر میدارند و در دهان آقازاده هایشان می گذارند و به آن میگویند اطعام ایتام!

یا علی !

این جماعت به خاطر در آوردن خلخال از پای زن یهودی از غصه نمی میرند و ایکاش فقط همین بود.اینان هر روز دراخبار کشته شدن 10 مسلمان فلسطینی و 20 افغانی و 50 عراقی و ... را میشنوند و ککشان هم نمیگزد!

یا علی !

اگر تو به کوخ نشینی میبالیدی ، این جماعت به کاخ نشینی افتخار میکنند!

یا علی !

این جماعت آهن گداخته در برابر "عقیل" شان نمیگیرند و ای کاش فقط همین بود.اینان کلید خزانه را به "عقیل" هایشان میدهند!

یا علی !

اگر تو حاضر نشدی به خاطر حکومت ، حتی یک دروغ هم بگویی، این جماعت حاضرند هر دروغی بگویند به خاطر پایین ترین مقام ها!

یا علی !

اگر آقازاده های تو در مملکت هیچ کاره بودند ، آقازاده های این جماعت همه کاره ی مملکتند!

یا علی ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:51  توسط حسین سلیمانی  | 

آقای احمدی نژاد!

نگاهی به روزنامه های کشور بندازین.هیچ تیتری مربوط به انتقاد از شما و دولتتان وجود ندارد.با جوی که اطرافیان شما و روزنامه های زنجیره ای طرفدار شما ایجاد کرده اند دیگر کسی جرات انتقاد کردن از شما را ندارد و هر کس هم که انتقاد کند به مخالفت با رای مردم و دموکراسی و خشونت گرایی و کودتا و … متهم میشود. این در حالی هست که در زمان آقای خاتمی وقتی از دکه روزنامه فروشی رد میشدیم تیتر یک اکثر روزنامه ها به انتقاد از ایشان و دولتشان مربوط میشد حتی یک بار دو تا روزنامه قبل از مصاحبه ی آقای خاتمی نقد آن را نوشتند و فرداش چاپ کردن غافل از اینکه مصاحبه انجام نشده بود!

آقای احمدی نژاد!

یادتان هست که در زمان آقای خاتمی سایت تابناک ایشان را بنی صدر مقایسه کرد؟ یادتان هست سایت فردانیوز کنار عکس لخت سارکوزی در قایق تیتر "خاتمی از نوع فرانسوی" را درج کرد؟حتما مقاله های اعتماد ملی رو خوندید.مثلا مقاله ای که در مورد سفر استانی رییس جمهور نوشت و گفت ملت دلفین گرسنه هستند و آقای خاتمی دلفین باز! واکنش آقای خاتمی چی بود؟! هیچ! ولی شما چه؟ با کمترین انتقاد به شما منتقدین متهم به خشونت و فاشیست بودن و مخالفت با دموکراسی میشوند!

آقای احمدی نژاد!

یادتان هست در دانشگاه تهران در برابر هو کردن چند تا دانشجو چی گفتید؟ من یاداوری میکنم ، شما گفتید نذارید بگم بندازنتون بیرون! ولی آقای خاتمی وقتی رفت امیرکبیر در برابر چند ساعت هو کردن و فحاشی و حتی آتش زدن عکسش سکوت کرد و خاضعانه از کنارشون گذشت.

آقای احمدی نژاد!

الان اگر کسی از وضعیت اقتصادی گله کنه توسط هواداران شما قابلمه به دست خونده میشه و گفته میشه مسایل اقتصادی برای مردم در اولویت نیست ولی همین هواداران شما در زمان آقای خاتمی هر روز یک مقاله در مورد قیمت گوجه مینوشتند!

آقای احمدی نژاد!

در دولت شما شاهد نرخ تورم 20 درصدی در سال 78 و میانگین تورم 16 درصدی در 8 سال دولتتان بودیم. اما حالا دولتمردان شما از تورم 18 درصد امسال و میانگین 14.5 درصدی دولت آقای خاتمی انتقاد میکنند!

آقای احمدی نژاد!

نامه ی سال 2003 دولتتون به آمریکا رو یادتون هست؟همون نامه ای که توش گفته بودین حاضریم حزب الله رو خلع سلاح کنیم، از حمایت از حماس و گروه های مقاومت دست برداریم و ... فقط تو رو خدا ما رو تحریم نکنین! یادتونه که همه ی فعالیت های هسته ای و غیر هسته ایمون رو تعلیق کردین؟ دیپلماسی منفعل و عذرخواهانه تان را به یاد می آورید؟ اما اکنون و در دولت آقای خاتمی دیپلماسی ما فعالانه شده. آقای خاتمی نه تنها تعلیق رو شکوند بلکه پرونده ایران رو هم مختومه کرد.نامه های آقای خاتمی مثل نامه های شما از روی ذلت نیست.امروز مردم ما به ایرانی بودن خودشون افتخار میکنن.

آقای احمدی نژاد!

یاران شما در انتخابات مجلس با نام "یاران احمدی نژاد" و با حمایت رسمی شما وارد میدان شدند و شکست خوردند.با این حال که شما تمام قامت به میدان آمدید و از لیست "یاران احمدی نژاد" حمایت کردید اما بعد از شکست کسی نگفت مردم به احمدی نژاد نه گفتند اما در انتخابات شوراها عده ای به نام آقای خاتمی وارد میدان شدند و در حالی که آقای خاتمی چه قبل و چه بعد از انتخابات از آنها حمایت نکرده بود، شکست آنها را به پای او گذاشتید و در روزنامه هایتان نوشتید "نه بزرگ به خاتمی و دولتش"

آقای احمدی نژاد!

همفکران شما چنان فضایی ایجاد کرده ان که انتقاد از آقای خاتمی تبدیل به ژست روشنفکری شود و هر کس از او دفاع کرد متهم به تعصب،تحجر و ... . و احتمالا بعد از نوشتن این متن به خاطر دفاع از آقای خاتمی و انتقاد به شما مانند سابق به حماقت و تعصب و ... متهم میشوم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:19  توسط حسین سلیمانی  | 

بررسی موضع گیری های برخی "سیاسیون" در مورد نقش دولت ها در انرژی هسته ای بسیار جالب است.هنگامی که بحث از موفقیت های هسته ای میشود این جملات را بسیار میشنویم که "انرژی هسته ای حاصل تلاش همه ی دولت ها بوده" "انرژی هسته ای ربطی به این دولت ندارد" "سیاست هسته ای را نظام تعیین میکند" و جملاتی از این دست که از طرف دو طیف شنیده میشود:1- اصلاح طلبان 2- اصولگرایان محافظه کار و منتقد دولت

اصلاح طلبان با این حرف ها به دنبال دو هدف هستند:

1- جلوگیری از اینکه پیروزی هسته ای به نام رقیب یعنی دولت نهم نوشته شود.

2- شانه خالی کردن از اشتباهاتی که در زمان در دست داشتن پرونده ی هسته ای مرتکب شده بودند و انداختن آن بر دوش نظام که اشتباهات و سیاست منفعلشان و تعلیق تمام فعالیت های هسته ای و حتی غیر هسته ای (UCF) سیاست نظام بوده نه آنها!

طیف دوم اصولگرایان محافظه کار هستند که آنها نیز به دو دلیل این سیاست را پیش گرفته اند:

1- عدم درگیری با طیف اصلاح طلبان و نشان دادن چهره ای معتدل از خود.

2- مانند اصلاح طلبان ،جلوگیری از اینکه پیروزی هسته ای به نام دولت نهم که منتقد آن هستند نوشته شود.

آقای لاریجانی که ضرب المثل معروفشان در مورد "درّ غلطان و آبنبات چوبی" هنوز در ذهن همه هست در آخرین اظهار نظر خودشان اعلام کردند"تعلیق سیاست نظام بود،نه خاتمی"! و چندی قبل هم با اعلام اینکه "دولت ها نقشی در تصمیم های هسته ای ندارند" پیروزی هسته ای را حاصل تلاش همه ی دولت ها خواند.ایشان چند ماه پیش در سخنرانی خود در دانشگاه شریف همین حرف ها را زدند و وقتی بعد از آن جلسه از ایشان در مورد اظهارات عجیبشان سوال کردیم فرمودند: ببینید قضیه ی هسته ای تمام شده و دیگر مهم نیست دولت قبلی چه کاری کردند و این بحثها را دیگر نباید مطرح کنیم که چرا دولت قبل فلان کار را کرد و ... اگر یک چیزی بگوییم آنها هم تو روزنامه هاشان از ما انتقاد میکنند و ما هم باید دوباره جواب بدهیم و دعوا میشود! الان مهم این است که این پیروزی بزرگ بدست آمده و مهم نیست چه کسی اینکار را کرده"(نقل به مضمون)

اما وقتی صحبت از هزینه ها میشود جملات جدیدی شنیده می شود"بی تدبیری دولت نهم در مساله هسته ای"(انگار نه انگار که همان ها میگفتند مساله هسته ای با تصمیمیات و تدابیر نظام پیش میرود و به دولت ها مربوط نیست!) "تندروی دولت در مساله هسته ای باعث رفتن پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت شد"(اینجا دیگر سیاست هسته ای را نظام تعیین نمیکند!) "انتقاد از سیاست های هسته ای دولت"و حرف هایی مانند اینها که با تورق روزنامه ها و دیدن سایت ها به وفور دیده میشود.همان هایی که موقع پیروزی سیاست هسته ای را مربوط به نظام و رهبری میدانند و میگویند دولت نقشی در سیاست هسته ای ندارد از" سیاست هسته ای دولت" انتقاد میکنند!

اما واقعیت چیست؟

بله سیاست هسته ای را رهبری و نظام تعیین میکند اما نقش دولت ها در این زمینه بسیار مهم است.میتوان رهبری را در نقش سرمربی یک تیم فوتبال و دولت ها را بازیکنان آن تیم خواند.بدون شک سرمربی تیم با توجه به پتانسیل تیم خود و بازیکنانی که در اختیار دارد تاکتیک خود را انتخاب میکند.مثلا وقتی که در تیم خود مهاجم ندارد قطعا تاکتیک هجومی را برنمیگزیند ولی وقتی چند مهاجم درجه یک دارد قطعا دستش در انتخاب تاکتیک بازتر است.

در دولت قبل که گفتمان تسلیم و سازش بر سر حقوق مسلم ملت بر دولت حاکم بود و نمایندگان مجلس به رهبری نامه نوشتند که زودتر جام زهر را تناول بفرمایید! و طرحی 3 فوریتی مطرح کردند که دولت را ملزم به پذیرش پروتکل الحاقی کند و ... در این زمان از رهبری چه انتظاری میتوان داشت؟!اما در دولت فعلی که گفتمان پایداری و عدم مذاکره بر سر حقوق مسلم ملت حاکم است دست رهبری هم بازتر است و با تدابیر ایشان شاهد موفقیت نهایی هسته ای بودیم.

مطلب مرتبط: اگر احمدی­نژاد، خاتمی و رفسنجانی نبودند، انرژی هسته­ای نداشتیم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:15  توسط حسین سلیمانی  |