تبليغاتX
وبلاگ کهف

باز هم نزدیک یه عید شدیم و اس ام اس های کلیشه ای تبریک شروع شد:"عید مبعث را به شما و خانواده ی گرامی تبریک عرض میکنم.کامبیز تیمورنژاد..." و یا اس ام اس های مشابه که به مناسبت های مختلف میاد و خیلی خشک و خالیه و آدم وقتی می خوندش هیچ احساس خاصی بهش دست نمیده در حالیکه میشه خیلی راحت و با کمی خلاقیت یه اس ام اس قشنگ فرستاد .مثلا برای اعیاد و ولادت ها میشه یه لطیفه (نه جک بالا 18 سال!) نوشت و در ادامش هم عید رو تبریک گفت.با این کار هم  اون پیام رسونده میشه و هم یه لبخند رو لبای طرف میشینه و دل یه مومن هم شاد میشه که کلی ثواب داره و ... مثلا یکی از بچه ها برای عید غدیر اینو زده بود بهم"به یکی میگن با خمپاره جمله بساز میگه پیرهنم روزعید غدیر خم پاره شد!عید غدیر مبارک..." قطعا این خیلی بهتر از این بود که بزنه :"عید غدیر خم را به شما و خانواده ی گرامی تبریک عرض میکنم..." یا مثلا برای شهادت ها میشه یه حدیث زیبا از اون معصومی که شهادتش هست فرستاد و در ادامه شهادت رو هم تسلیت گفت(البته از این ایده برای ولادت هم میشه استفاده کرد)

حالا اینا به کنار:

عید مبعث را به شما و خانواده ی گرامی تبریک عرض میکنم!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 20:39  توسط حسین سلیمانی  | 

سلام

انشا الله اگه خدا بخواد و زنده باشیم و پای هواپیما برمون نگردونن و ... قراره دوشنبه ی هفته ی بعد(22 مرداد) عازم حج بشم.اگر افسار شترم(همون سویچ بنزم رو میگم!) به کسی خورده یا کسی رو ناراحت کردم یا ... دوستان لطف کنن حلال کنن و اگر هم اینقدر نامردن که نمی خوان حلال کنن بم بگن که یه جوری! با هم کنار بیایم.در ضمن اگه کسی پولی چیزی هم طلب داره خواهشن اونو دیگه حلال کنه چون وضع مالی خیلی داغونه! ضمنا پیشاپیش خدمت دوستان چترباز و جول و آویزون و ... عرض کنم که:

  از ولیمه خبری نیست

 

     سوال نفرمایید!  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 10:38  توسط حسین سلیمانی  | 

استقبال با شکوه از قهرمانان بسکتبال(!) این خبری بود که امروز خوندم.بله آسمان خراش های عزیزمون با خالکوبی های خوشگل رو دیواراشون! بعد از موفقیت بی سابقه و قهرمانی در قاره ی کهن و صعود به مسابقات حیاتی المپیک در میان استقبال با شکوه مردم شهید پرور و مسئولان قهرمان پرور به آغوش گرم ملت بازگشتند.

یاد خبری که چند هفته پیش خوندم افتادم هیچ مسئولی برای استقبال از افتخارآفرینان المپیاد فیزیک به فرودگاه نیامد! و خواب سنگین مسئولان در بازگشت مدال‌آوران المپیاد فیزیک / بی‌توجهی رسانه ملی .خب معلومه !مگه مسوولای ما علافن که برن فرودگاه استقبال یه مشت بچه دبیرستانی؟! کلی کارای مهم تر دارن که باید به اون ها برسن .بعدشم حالا مگه این بچه ها چی کار کردن؟ نرفتن المپیک که رفتن المپیاد!درسته این دو تا کلمه در ظاهر شبیهن ولی اشتباه نکنین اون المپیکه که مهمه نه المپیاد! در مورد صدا و سیما هم که هیچی نگم بهتره!خبر اول همه ی بخش های خبری به این افتخار غرور آفرین! اختصاص پیدا کرده و هر شبکه ای میزنی داره آسمان خراش ها! رو نشون میده.همین چند دقیقه پیش تو برنامه ی کوله پشتی امیر حسین مدرس داشت با یه پزشک متخصص صحبت میکرد وسط بحث گفت یه مهمون عزیز پشت خط داریم اگه گفتین کیه؟بله بلند قدترین بازیکن تیم بسکتبال حامد حدادی...! هرچی فکر کردم چه ربطی داره که این وسط با این یارو حرف بزنه نفهمیدم!

حالا اینا به کنار وقتی خبر ملاقات احمدی نژاد با والیبالیست ها و دو میدانی کارا و قول دادن یک پژو به هر کدوم رو دیدم دیگه واقعا اعصابم خورد شد هر روز تو این مملکت کلی دانشمند و محقق کلی پروژه برای این مملکت انجام میدن و دانشجو ها و دانش آموزان ما مدال میارن کسی ازش تقدیر نمیکنه(البته اگه این همایش های فله ای تجلیل از نخبگان رو کنار بزاریم)ولی ورزشکارای ما تا یه رتبه ای کسب میکنن سریع ازشون قدر دانی میشه و یه ماشین یا خونه ی نا قابل هم خدمتشون تقدیم میکنن.حالا مقام کسب کنن یه چیزی بدن بشون یه چیزی ولی تو همین جلسه ی احمدی نژاد یکی از والیبالیستا شکایت میکرد که چرا به فوتبالیستا برای هر برد ۵۰۰ دلار میدن به ما فلان قدر دلار؟! آخه برد مقابل ازبکستان و ... هم افتخاره که آقایون به خاطر دو تا جفتک زدن به توپ ۵۰۰ دلار بگیرن؟!واقعا متاسفم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 23:1  توسط حسین سلیمانی  | 

بابام گفت 5شنبه با مامانت داریم میریم مشهد میای؟گفتم آره چرا نیام؟! بنده خدا جا خورد انتظار نداشت بگم بله آخه دفعه های قبل جوابم منفی بود چون به دلایلی دوست نداشتم با بابام سفر زیارتی برم.بابام گفت چون فکر نمیکردم بیای برات بلیط نگرفتیم!(فهمیدم که تعارفش شاه عبدالعظیمی بوده!)حالا میگم اگه شد برات بلیط بگیرن.دعا کن بطلبه. تو دلم گفتم مشهد که طلبیدن نمی خواد مکه و کربلا که نیست!(انقدر مشهد رفتن برای ماها آسون شده که یادمون رفته …) شبش بابام اومد گفت بلیط گیر نمیاد! یاد حرفای خودم افتادم گفتم انشا الله بطلبه بریم.فرداشبش بابام گفت برای فردا صبح ساعت 8 بلیط جور شده.تو دلم گفتم مگه میشه یه بلیط گیر نیاد ؟مشهد رفتن که این حرفا رو نداره! فردا صبحش رفتیم فرودگاه گفتن تا ساعت 1 تاخیر داره.دوباره یاد حرفای خودم افتادم ولی گفتم تاخیر 5 ساعته که عادیه .رفتیم خونه ساعت 1 اومدیم گفتن دوباره تا 4 تاخیر داره فهمیدم خبریه!گفتم امام رضا قبول غلط کردم بابا!خلاصه ساعت 4 حرکت کرد و رفتیم مشهد.

تو یکی از رواق های خلوت نشسته بودم داشتم زیارت نامه میخوندم که یهو یکی داد زد لال از دنیا نری صلوات بفرست … اللهم صل …می خواستم پاشم بش بگم آخه مرد حسابی اولا که مگه نمیبینی ملت دارن زیارت میکنن و تو حال و هوای خودشونن که داد میزنی و آرامششون رو به هم میزنی؟ ثانیا حالا میخوای صلوات بفرستی چرا میگی لال نشی … مثل آدم بگو صلوات بفرستین دیگه! ثالثا اصلا شما کار و زندگی ندارین که تو حرم میچرخین و میگین صلوات بفرست؟! مثل آدم بشینین زیارتتون و بکنین و 2 رکعت نماز بخونین.خلاصه بی خیالش شدم.پاشدم چپ چپ نگاهش کردم و رفتم.

داشتم میرفتم که آیت الله مکارم رو دیدم که داشت میرفت و کلی آدم دور و برش بودن و 4 تا موبایل هم رفته بود بالا و داشتن فیلم میگرفتن.منم وایسادم کنار و تو دلم میگفتم بابا بنده خدا رو ول کنین بزارین زیارتشو کنه .چرا 40 نفری دورش رو گرفتین و … . بعد از چند دقیقه اومدم برم که دو تا جوون کنارم بودن یکیشون موبایلشو به اون یکی نشون داد و گفت بالاخره ازش فیلم گرفتم تازه صبح هم از مصباح و متکی و لنکرانی فیلم گرفتم.میگن کلی از مسولین و وزرا الان مشهدن… می خواستم بش بگم آخه تو اومدی مشهد زیارت کنی یا مستند حضور مسولان و آیات عظام رو درست کنی؟!بازم بی خیال شدم و رفتم.

دور ضریح خیلی شلوغ بود داشتم دنبال یه راه میگشتم که بدون اینکه بخوام کسی رو هل بدم زودتر از اون جا برم بیرون که جولوم یه پسره که چند تا دکمه ی پیرهنش هم پاره شده بود خودشو از جمعیت متصل به ضریح بیرون انداخت.دوستش که اینور بود ازش پرسد دستت رسید؟پسره گفت آره تا الان 3 دفعه دستم خورده … ! تو شلوغی گمش کردم و دیگه نشنیدم چی گفت .داشتم میومدم بیرون .گفتم کاش بش میگفتم آخه برادر من اومدی مشهد زیارت کنی یا با مشت و لگد و هل دادن خودتو به ضریح برسونی اونم 3 دفعه!

تو یکی از صحن ها بودم داشتم میرفتم سر قرار.حالم گرفته بود.به وقایع اون روز داشتم فکر میکردم.اعصابم خورد بود اما نه از دست اون لال نشی صلوات بفرسته یا اون موبایلیه یا اون پسره دم ضریح یا … این بار از دست خودم عصبانی بودم که چرا به جای اینکه حواسم به زیارت خودم باشه همش حواسم به بقیه بود که چی کار باید بکنن چی کار نکنن یا چرا به جای زیارت فلان کارو میکنن … اما یه بار به خودم نگفتم :هوی حواست به کارت باشه! به تو چه ربطی داره؟! اومدی مشهد زیارت کنی یا تو کار مردم فضولی کنی؟!مشکل ما اینه که خودمون رو یادمون میره و فقط بلدیم به ملت گیر بدیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:20  توسط حسین سلیمانی  | 

سلام

همون طور که میدونید باز هم دامنه ی سایت پرشین بلاگ هک شد!منم که یه وبلاگ تو پرشین بلاگ داشتم از خدا خواسته تعطیلش کردم و اینجا ادامه میدم.حالا چرا از خدا خواسته؟چون اسمش رو همین طوری انتخاب کرده بودم و بعد پشیمون شدم و نا امن بودن پرشین بلاگ بهانه ی خوبی بود برای پیچوندنش!البته من یه بار دیگه همچین انتخابی رو تجربه کرده بودم اونم سر ای میلم بود.آی دی یکی ازبچه ها آخرش ۲۰۰۶ داشت (البته اون موقع ۲۰۰۳ بود نمی دونم چرا گذاشته بود ۲۰۰۶!) می خواستم سر کارش بزارم یه آی دی ساختم dadashjoun2006 که سر کارش بزارم.یه هفته ای سر کارش گزاشتم و قضیه تموم شد ولی اون آی دی همین طور مسخره بازی شد آی دی اصلیم و تا الان هم هنوز همونه! و دیگه نمیشه عوضش کرد مگر اینکه وایسم یاهو رو هک کنن برم گوگل بگیرم!!!

راستی اسم وبلاگ رو هم مثل آدم فامیلیم گذاشتم حل و حوصله ی اسمای فلسفی نداشتم! ۱۳۶۶ رو هم مجبور شدم بزارم چون soleimani رو یکی گرفته بود.(نامرد 2 سال هم هست به روز نکرده!)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:8  توسط حسین سلیمانی  |