تبليغاتX
وبلاگ کهف

بگذار ملوک

به آرامگاه خانوادگی اش بنازد

و هر روز عکس پدر بزرگش را بزرگ کند

تا همه بدانند

نجیب زاده ی قاجاریست!

واز روی قصد

کوچه ی شهید صداقت را

کوچه ی اعتماد السلطنه بنامد

 * * * * * * * * * *

دیروز در خیابان زنی را دیدم

که مانتوهای سبک سامورایی را تبلیغ میکرد

با آستین های تنگ

مخصوص آنان که با تیمم نماز می خوانند!

و تاجری سه تیغه را

که به مرد شش میلیون دلاری محل نمی گذاشت!

هزار تا چاقو می ساخت

همه اش را احتکار میکرد

 * * * * * * * * * *

در یک گوشه مردم با دو حلقه لاستیک خوشبخت میشدند

در بالای شهر به نیت چهارده معصوم

آپارتمان های  چهارده طبقه می ساختند

قاضی ایی در یک روز

از دو طرف

سه بار سفارش شد.

من کلاهم را قاضی کردم

جهنمی شد!

 * * * * * * * * * *

مردم اما سوار سرسره ی بی خیالی شده بودند

و مرتب قلعه ها و اسب هایشان را به رخ هم میکشیدند.

از بعضی مجلات

بوی ادکلن شب های پاریس متصاعد بود

من اما به واقعیتی می اندیشم

که در تاریکی شب ، سطل های زباله را میکاوید!

 

 * * * * * * * * * *

امشب به علی (ع) خواهم گفت:

اینجا کسی انبان به دوش نمی گیرد

اینجا چقدر دروغ میگویند

اینجا عقیل درد فقیری نمی کشد

اینجا نهج الباغه را

در کتابخوانه های چوب گردویی زجر میدهند

 

 * * * * * * * * * *

من خبر موثق دارم

هنوز در بیمارستان های بلوار کشاورز

هیچ کشاورزی پذیرش نمیشود!

وبا پول بیت المال

رپرتاژ تسلیت چاپ میکنند.

 

 * * * * * * * * * *

بیایید به دلارها

به چشم یک اجنبی نگاه کنیم

بیایید به کراوات ها محل نگذاریم

بیایید با ماشین بیت المال

به خانه ی باجناقمان نرویم.

بیایید مظلومیت علی (ع) را صادر کنیم

و صداقت امام را،

بیایید استقلال را

در ورزشگاه آزادی جست و جو نکنیم

باور کنید حمام های سونا

ما را بی بخار بار می آورد!

 

 * * * * * * * * * *

ای کاش دنده ی اخلاصمان نمی شکست

ای کاش سجاده ی ایمانمان نمی پوسید.

بیایید به گناهانمان اعتراف کنیم

ما چقدر زود دچار فراموشی شدیم

باور کنید پیشتر

بهتر از این بودیم

بیایید استغفار کنیم

خدا ما را خواهد بخشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:50  توسط حسین سلیمانی  | 

 

همان طور که میدانید  قرار است دوشنبه ی این هفته احمدی نژاد به دانشگاه تهران برود و در جمع دانشجویان سخنرانی کند و به سوالات دانشجویان پاسخ دهد. این سخنرانی یادآور سخنرانی سال گذشته ی ایشان در جمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است.سخنرانی ای که 100 نفر از تندرو های دفتر تحکیم وحدت سعی در به هم زدن آن داشتند و بر خلاف شعارهایشان مبنی بر آزادی بیان و دموکراسی و ... با هو کردن رییس جمهور و ایجاد سر و صدا قصد داشتند سخنرانی وی را به تشنج بکشانند و نیمه کاره بگذارند اما هنگامی که با عدم اقبال دانشجویان مواجه شدند عکس منتخب مردم را آتش زدند تا عدم اعتقادشان به شعارهایشان را در عمل هم ثابت کنند.هرچند سال گذشته دفتر تحکیم نا کام ماند و نتوانست جلسه ی سخنرانی را به هم زند و این حرکت افراطی آنها و تحمل بالای رییس جمهور سبب شد که حتی دبیر کل حزب مشارکت هم این عمل ایشان را تقبیح کند(هر چند که بعدا حرفشان را پس گرفتند!)واین حرکت افراطیون در عمل به یک پیروزی برای احمدی نژاد تبدیل شد.اما امسال موضوع تا حدودی با سال گذشته  متفاوت است.قرار است سخنرانی رییس جمهوردر دانشگاه تهران دو هفته پس از سخنرانی تاریخی ایشان در دانشگاه کلمبیا  که به اقرار هر آدم منصفی(تاکید میکنم منصف) یک پیروزی بود صورت پذیرد و همین ،کار دفتر تحکیم را دشوار میکند.از طرفی این تشکل  با توجه به رسالت حزبی خود (به عنوان جزیی از جبهه اصلاحات) باید تمام تلاش خود را بکند که با به تشنج کشاندن جلسه ی سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه تهران ازطرفی  از محبوبیتی که احمدی نژاد توانسته کسب کند بکاهد  و از طرفی خوراک خوبی برای رسانه های خارجی که بعد از سخنرانی احمدی نژاد در کلمبیا بسیار عصبانی شده اند درست کنداما مشکلی که وجود دارد این است که با توجه به تندروی های این تشکل در سال های گذشته،این تشکل به شدت پایگاه دانشجویی خود را از دست داده به طوریکه در بسیاری از دانشگاه ها از جمله دانشگاه ما(دانشگاه شریف) که در سالیانی نه چندان دور 70-60 درصد دانشجویان در انتخابات انجمن های اسلامی شرکت میکردند در این چند سال مشارکتی کمتر از15-10 درصد را به خود دیده اند که ناشی از همین تندروی ها و عدم پایبندی به شعارهایشان است.از طرفی سخنرانی اخیر احمدی نژاد در  دانشگاه کلمبیا باعث رشد شدید محبوبیت وی در میان اقشار مختلف مردم بالاخص دانشجویان شده و همین کار دفتر تحکیم را با مشکل مواجه کرده..حال  با توجه به از دست دادن پایگاه دانشجویی این تشکل و خسته شدن دانشجویان از حرکات افراطی که از خارج دانشگاه و توسط احزاب به دانشجویان تحمیل میشود باید دید که آیا دفتر تحکیم می تواند به هدف خود در به تشنج کشاندن این جلسه برسد یا خیر؟

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:2  توسط حسین سلیمانی  | 

 

"پنجشنبه ی این هفته عقد حمزه قطبی تو مسجد دانشگاهه  افطار هم میده..." اسم افطار رو که شنیدم دامن از دست بدادم!داشتم فکر میکردم برنامه ی پنجشنبم چیه و خدای نکرده جایی دعوت نباشم و ... که تازه متوجه قضیه شدم"گفتی برای چی افطار میده؟!عقدش؟ اونم تو مسجد؟!عقد اصلیشه؟!عروسیش کیه؟" "آره عقد اصلیشه، کنار شهدای گمنام دانشگاه.کل قضیه هم همینه و از عروسی و ... هم خبری نیست"

حمزه قطبی نژاد دانشجوی ورودی 80 مکانیک و  مسوول اسبق بسیج دانشجویی شریف در سال 84-83 و مسوول فعلی پژوهشکده ی شهید رضایی(یکی از بزرگترین پژوهشکده های دانشگاه و کشور) از با اخلاق ترین کسانیه که تا حالا دیدم.کسی که دوست و دشمن قبولش دارن.سر قضیه ی 22 اسفند(دفن شهدا در دانشگاه)  حمزه یکی از بچه های اصلی بود. دبیر انجمن اسلامی یه جا گفته بود این بسیجی های ... هیچ کدومشون بسیجی واقعی نیستن و همه فلانند ولی قطبی نژاد نمونه ی واقعی یه بسیجی دهه ی 60 هست و خیلی منطقی و با اخلاق و ... تو وبلاگش هم نوشته بود قطبی نژاد دوست منه!(شاید مثل سید حسن که اسراییلی ها هم قبولش دارن!!!)

امشب برای عقد حمزه رفتیم مسجد.نامردا برای اینکه سر عقد مسخره بازی در نیاریم بمون گفته بودن عقد بعد از افطاره.ما هم سر اذان رفتیم و فهمیدیم کار تموم شده و عقد رو با حضور دکتر سهراب پور(رییس دانشگاه) و حاج آقا مرتضوی(مسوول نهاد) و یه سری از فک و فامیلا قبل از اذان خونده بودن!بقایای سفره ی عقد و تزینات کنار شهدا هنوز مونده بود وچند تا عکس ازش انداختم.سفره های افطار رو هم تو مسجد چیده بودن بعدشم شام و یه مولودی مختصر و عقد آقا حمزه به همین سادگی برگزار شد.در زمانه ای رسم اینه که هر کی می خواد عروسی کنه 10 تا مراسم (نامزدی،عقد محضری،عقد تو خونه یا تالار،عروسی تو فلان تالار و ...) بگیره و بریز و بپاش و بزن و بکوب( این وسط هم فرقی بین مذهبی و غیر مذهبی،بسیجی و انجمنی و ... وجود نداره حتی اون جنبش عدالتخواهی ها هم که به همه گیر میدن که چرا ساده زیست نیستین و ... عروسیای آنچنانی میگیرن) امثال حمزه کمتر پیدا میشن که اینقدر ساده عروسی کنن .امیدوارم کار امشب حمزه یه الگویی برای ما بشه .

 

پ.ن ۱ - هر چی وایسادیم با دوماد عکس بندازیم سرش شلوغ بود و نشد!

پ.ن ۲ - چند تا عکس در ادامه ی مطلب گزاشتم

پ.ن ۳- فونت و سایز این پست رو به خاطر فریاد سبز تغییر دادم!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:31  توسط حسین سلیمانی  | 

"مصاحبه ی احمدی نژاد با CBS رو دیدی؟ خیلی خفن بود.حال خبرنگاره رو بد جوری گرفت.خیلی قشنگ جواب داد..."

"نمیدونم این همه حاضر جوابی رو از کجا یاد گرفته هر چی خبرنگاره میخواست ضایعش کنه بدتر خودش ضایع میشد..."

"با اون حال که با خیلی از حرفاش موافق نیستم ولی انصافا وقتی سخنرانیاش رو میشنوم احساس غرور میکنم ..."

اینا رو دیروز چندتا از دوستان تو دانشگاه بهم گفتن یاد حرف چند روز پیش جناب تاج زاده افتادم که گفته بود" رئیس جمهور حتي حرف زدن هم بلد نيست و چنان صحبت مي كند كه گويي از اصول اوليه اداره كشور چيزي نمي داند... روزي كه خاتمي رئيس جمهور بود كشورهاي ديگر مي گفتتند اين رئيس جمهور زيادي شما است چرا كه همه حرفهايش از آزادي، گفتمان، گفتگوي تمدنها و ... است از اين رو وقتي خاتمي كنار رئيس جمهور فرانسه مي ايستاد يك سر و گردن بالاتر بود و ما افتخار مي كرديم اما امروز وقتي احمدي نژاد حتي كنار رئيس جمهور افغانستان مي ايستد خجالت مي كشيم كه مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود."

دیشب افطار خونه ی یکی از اقوام مهمون بودیم.با اون حال که اکثرشون دوم خردادی بودن و احمدی نژاد رو قبول نداشتن با این حال اظهار نظراشون در مورد مصاحبه ی احمدی نژاد جالب بود.اکثرشون از صحبت های خوب احمدی نژاد تعریف میکردن یکیشون هم که نمیخواست مستقیما از احمدی نژاد تعریف کنه گفت"خبرنگاره بلد نبود چه جوری سوال کنه که احمدی نژاد تونست جوابش روبده..."! تو راه برگشت با پسر داییم اومدم.خیلی به سیاست کاری نداره ولی از اول تا آخر داشت از مصاحبه تعریف میکرد و احساس غرور و افتخار و ... بازم یاد جملات تاج زاده افتادم"... مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود"

امروز صبح بین دو کلاس با دوستان در مورد صحبت های احمدی نژاد تو دانشگاه کلمبیا صحبت میکردیم باز هم صحبت های دیروز تکرار شد و باز هم جملات تاج زاده در مقابل چشمام رژه میرفت"... مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود"

بعد از ظهر اومدم خونه و متن سخنرانی رو خوندم یه تیکه هاییش رو هم دیدم واقعا فوق العاده بود.بازتاب سخنرانی رو هم خوندم.بولتون گفته بود احمدي‌نژاد هرچه مي‌خواست به دست آورد و پيشامد غمناكی بود... مهاجرانی گفته بود "این سخنرانی رییس جمهور و ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد... خداوند خواست برغم همه این تدبیر ها و تفتین ها، سخنرانی رییس جمهور فرصت تازه ای برای ایران باشد.علاوه بر بازندگی اسراییل، رییس دانشگاه کلمبیا هم باخت..."وبازتاب های دیگری از این دست.باز هم یاد جمله ی تاریخی تاج زاده افتادم"... مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود" اما این بار یه جمله ی دیگر هم تو ذهنم نقش بست :

اگه این گونه سخنرانی کردن آبروریزیه ،


آقای احمدی نژاد لطفا آبروی ما را ببرید!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 21:3  توسط حسین سلیمانی  |