تبليغاتX
وبلاگ کهف

جلسه مؤتمر اسلامی به پایان رسیده بود. نواب به همراه سران ممالكت اسلامی برای بازدید از بخش اشغالی قدس به مرز بیت المقدس رفت. مسجد مخروبه‌ای در داخل بخش اشغالی بیت المقدس توجهش را جلب کرد. ناگهان روی تخته سنگی ایستاد و گفت: «آن مسجد مخروبه را می‌بینید، می‌خواهیم برویم آنجا و نماز بخوانیم. هر كس آماده شهادت است با ما همراه شود.» نواب با دست خودش سیم خاردار را پایین كشید. سربازان اسراییلی در حالیكه دستهایشان روی ماشه مسلسل بود، با تعجب به آنها نگاه می‌كردند. سران ممالكت اسلامی به این سید جوان اقتدا کردند.
نماز به پایان رسید. نواب با جلال و شكوه در میان سران ممالكت اسلامی به محل جلسات مؤتمر بازگشت. دكتر سوكارنو از كشور اندونزی به نواب گفت: «آن زمان تحت تأثیر احساسات بودیم و الان تحت تأثیر عقل. فكر نكردی اگر یك سرباز اسرائیلی ماشه اسلحه‌اش را می‌چكاند، همه ما كشته شده بودیم. چرا این كار را به این انجام دادی؟» نواب با لبخند به او گفت: «اتفاقاً آرزویم این بود كه در اینجا شهید بشوم، چون ما نماینده ملتهای مسلمان منطقه هستیم. ملتهای مسلمان نمی‌دانند كه در این قسمت از دنیا چه فاجعه‌ای اتفاق افتاده است. من دلم می‌خواست همه ما شهید می‌شدیم. شاید ملتهای اسلامی، تحریك می‌شدند و با شهادت ما علیه اسرائیل، قیام می‌كردند.»

امروز سالگرد شهادت نواب صفویه.شادی روحش فاتحه مع الصلوات.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:41  توسط حسین سلیمانی  | 

دیروز آقا تو جمع دانشجوهای یزد سخنرانی کرد.اونم چه سخنرانی ای!یکی از اون سخنرانی هایی که آدم رو سر کیف میاره!دیشب با اون حال که درس داشتم گفتم 5 دقیقش رو ببینم و برم سر درس ولی 5 دقیقه دیدن همانا و تا آخر پای تلویزیون میخکوب شدن همانا!وسطش هم 4-3 تا از دوستان اس ام اس زدن "بزن کانال 1". خلاصه از اون سخنرانیا بود.نمیدونم از کجاهاش بگم که هر چی میگفت همون دغدغه هایی بود که داشتم.

 از رابطه با آمریکا گفت ،از اینکه "قطع رابطه با آمريكا از سياست‌هاي اساسي ماست" و اینکه "ايجاد اين رابطه اكنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمي‌كنيم" و گفت که " آن روزي كه رابطه با آمريكا براي ملت مفيد باشد بنده اولين كسي خواهم بود كه آن را تأييد مي‌كنم"

نمیدونم احمدی نژاد و متکی و ... داشتن نگاه میکردن یا نه؟! نمیدونم متکی هنوز هم روش میشه دم از مذاکره با آمریکا بزنه یا نه. "گفت و گو" با "اشغالگران" به درخواست""مردم مظلوم عراق" که تبدیل به "مذاکره" با "آمریکا" برای نجات از عراق شده بود!

آقا از حمله ی آمریکا هم صحبت کرد ولی برخلاف دوستانی که پارسال میگفتند تا یه ماه دیگه حمله میشه(هنوز اون یه ماه نیومده!) و اونایی که هر دو روز یه بار دم از اوضاع ویژه و بحرانی کشور میزدند، آقا گفت"امروز احتمال اين مسئله كمتر از گذشته است" ومثال های قشنگی هم زد.اینکه اول دولت خاتمی میگفتند لوله ی تفنگ دشمن به سمت ما بود و ما برطرفش کردیم و در همان دولت بود که بوش ایران رو محور شرارت خوند!(البته میدونم که الان دوستان میگن آقا صلاح ندونسته کشور رو به هم بریزه و اینا رو گفته که ملت نترسن!توجه این دوستان رو به صحبتای چند وقت پیش آقا جلب مکنم که گفتن ممکنه به خاطر مصلحت چیزی رو نگم ولی هیچ وقت خلافش رو نمیگم)

آقا باز هم "اشكال تراشي‌هاي غيرمنطقي و ايراد گرفتن‌هاي پي در پي از تصميمات و عملكرد دستگاه اداره كشور به ويژه دولت را موجب تضعيف نشاط و اميد ملت خواند" و به رسانه ها و روزنامه ها گفت"از هر كاري ايراد نگيرند و مردم را نااميد نكنند، اين كار به مصلحت كشور نيست" قابل توجه دوستان اعتماد ملی(همون یالثارات دوم خردادیا!) و بقیه روزنامه هایی که 90 درصد تیترا و مطالبشون اشکال تراشی غیر منطقیه. و ایضا دوستان اصولگرای "همیشه منتقد"!

طبق معمول آقا به "پركاري فراوان دولت" اشاره کرد و از سفرهای استانی به شدت دفاع کرد.و گفت این دولت یه سری خصوصیات منحصر به فرد داره(البته از همون دفاع هایی که همون دوستان بالایی میگن آقا از همه دولتا حمایت میکرده و ...!)

اما گل سرسبد بحثای  آقا اعنماد به نفس ملی بود. و اینکه در زمینه ی حقوق بشر ما مدعی هستیم و نه غرب. واینکه آمریکاییها با اون افتضاحات گوانتانامو و ابو غریب و ... مدعی شده ان و عده ای هم تو داخل حرفای اونا رو بازتاب میدن. در زمینه حقوق زن هم آقا نکات قشنگی گفتن(این تیکه با صلوات خانومای حاضر مورد تایید قرار گرفت!!) از دموکراسی هم گفت و اینکه اونایی که از حکومتای کودتایی (گفت خودتون میدونین و نمیخوام اسم بیارم!ولی قاعدتا منظورش مشرف بوده!)و حکومتای سلطنتی موروثی(عربستان و کشورای عربی) حمایت میکنن مدعین که تو کشور ما که هر سال یه انتخابات داره دموکراسی نیست و عده ای هم اینو تو داخل بازتاب میدن. ولی نکته ی قشنگی هم که آقا بهش اشاره کرد این بود که یه سری مستقیم نمیگن تو ایران مردمسالاری نیست ولی حرفشون همون معنی رو داره و میگن"ما باید برای تحق مردمسالاری در ایران تلاش کنیم!" یعنی مردمسالاری نیست و ما باید تلاش کنیم بیاد(حالا پیدا کنین پرتقال فروش را!و اینکه کیا اینا رو میگن؟ بماند!)

خلاصه دیشب آقا سنگ تموم گذاشت و پیشنهاد میکنم سخنرانی کاملش رو گوش کنین.از زبون خود آقا شنیدن یه صفای دیگه داره!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 10:43  توسط حسین سلیمانی  | 

انگار نه انگار که وزیر خارجه ی یک ابر قدرت در مقابلش نشسته بود.خیلی آرام و با وقار در اتاق خانه اش در جماران نشسته و با ملحفه ای راه راه  بر روی پاهایش! شوارد نادزه دارد صحبت میکند که امام صحبتش را قطع میکند و میگوید"ان‌شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من می‌خواستم جلوی شما یك فضای بزرگتر باز كنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند" سپس بدون توجه به وزیر خارجه ی شوروی که شگفت زده و مبحوت مانده بلند میشود و دستش را پشتش میگیرد وبدون اینکه با او دست بدهد از اتاق خارج میشود! شوارد نادزه که بعد از دو ماه از پیام تاریخی امام در تاریخ 11/10/67 به تهران آمده بود تا پاسخ گورباچوف را به امام بدهد با انبوهی  از سوالات به شوروی بازگشت.پیامی که قبل از انتشار آن همه فکر میکردند ایران میخواهد از شوروی برای بازسازی کشور کمک بگیرد و یا از شوروی درخواست اسلحه برای تقویت ارتش کند اما انتشار نامه همه را شگفت زده کرد.همه ی گمانه زنی ها اشتباه از آب در آمد.امام  نه تنها درخواست کمک نکرده بود بلکه در آن پیام به صراحت اعلام کرد که" از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد " و گذر تاریخ این را به اثبات رساند و گورباچوف 10 سال بعد ،از این که به نامه ی امام اعتنا نکرده بود ابراز پشیمانی کرد و گفت " اگر ما پیشگویی های آیت ‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌ گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم."

باز خوانی پیام تاریخی پیر جماران به گورباچوف در سالگرد نوشته شدن آن خالی از لطف نیست:

" جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است."

                  **********

" جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جواب گوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد"

                  **********

" حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید؛ ولی خود می‌دانید که ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین، اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌ الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید"

                  **********

" امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند."

                  **********

" از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید."

                  **********

" در خاتمه صریحاً اعلام می‌ کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمند ترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می ‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید و در هر صورت، کشور ما هم چون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد."

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:4  توسط حسین سلیمانی  |