تبليغاتX
وبلاگ کهف

مثلا مقدمه:

انتخابات مجلس هشتم هم خاتمه یافت  و نتایج مرحله ی اول آن اعلام شد.حدود % 70 کرسی ها به اصولگرایان و %20  اصلاح طلبان و %10 نیز مستقل ها اختصاص یافت.البته بنده معتقدم در شهرستان ها مردم لزوما با توجه به اینکه کاندیدا ها اصولگرا هستند یا اصلاح طلب رای نمیدهند و اینکه با توجه به اینکه اصولگراها بیشتر رای آورده اند بخواهیم آنها را پیروز انتخابات معرفی کنیم تحلیل %100 درستی نیست.

اما بر خلاف شهرستان ها در تهران عموما مردم با توجه به گرایش سیاسی افراد و به صورت لیستی رای میدهند و معمولا ملاک پیروزی در انتخابات،نتایج تهران است.

انتخابات شورای شهر سوم :

در این انتخابات ائتلاف رایحه ی خوش خدمت اعلام موجودیت کرد و با این حال که هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با دولت نداشت، خود را حامیان دولت خواند . بعد از اعلام نتایج و رای نیاوردن آنها اصلاح طلبان این رای را "نه بزرگ" به احمدی نژاد خواندند و تا مدت ها بر سر آن مانور میداند. این در حالی بود که  که رئیس جمهور هیچ گاه چه قبل و چه بعد از انتخابات از آنها حمایت نکرده بود.

انتخابات مجلس هشتم :

در این انتخابات اکثر اصلاح طلبان زیر پرچم ائتلاف اصلاح طلبان و با عنوان " یاران خاتمی " وارد صحنه شدند و آقای خاتمی هم رسما از آن ها حمایت کرد اما با اعلام نتایج انتخابات مشخص شد در بین 30 نفر تنها نفر 29 ام متعلق به این ائتلاف بود و بقیه ی منتخبین همگی از لیست جبهه ی متحد اصولگرایان بودند که توسط بعضی از افراد ائتلاف فراگیر اصولگرایان لقب جبهه متحد" دولت "را گرفته بودند .افرادی که در لیست یاران خاتمی بودند در رتبه ی 32 به بعد قرار گرفتند.اما در این شرایط دیگر خبری از آن تحلیل هایی که در زمان شوراها میشد نیست.

آیا بر اساس همان تحلیل هایی که این دوستان در زمان انتخابات شوراها میکردند ،رای نیاوردن لیستی که با عنوان "یاران خاتمی" وارد میدان شده بود و آقای خاتمی از آن حمایت کرده بود و در حضور او لیست نهایی بسته شده بود به معنای " نه بزرگ " به آقای خاتمی نیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:49  توسط حسین سلیمانی  | 

در حالی که خبر سفر تاریخی احمدی نژاد به عراق به تیتر یک روزنامه ها و رسانه های دنیا تبدیل شده نحوه ی انعکاس این خبر در روزنامه های دوم خردادی بسیار جالب بود.اکثر این روزنامه ها ترجیح دادند این خبر را یا به صورت کامل بایکوت کنند و یا بسیار محدود و با تیتر های بسیار کوچک خبر این سفر را منعکس کنند.

اعتماد ملی (یکشنه ۱۲ اسفند) تنها خبری که مربوط به سفر احمدی نژاد میشد مقاله ای از جواد حق شناس پیرامون قرارداد ۱۹۷۵ ایران و عراق است!

اعتماد ملی (دوشنبه ۱۳ اسفند) در این روز هم تنها خبر مربوط به سفر احمدی نژاد که تیتر چهارم یا پنجم آن بود این ست"احمدی نژاد در قصرالریاسه عراق" ظاهرا دیدار سفیر عربستان با کروبی یا سرمربیگری دایی از سفر احمدی نژاد مهمتر بوده!!

اعتماد ملی(سه شنبه ۱۴ اسفند) امروز این روزنامه دیگر سنگ تمام گذاشت. هیچ خبر مربوط به سفر  کم اهمیت(!) رییس جمهور در صفحه ی اول نیست!!

اعتماد (یکشنبه ۱۲ اسفند) خبری از سفر احمدی نژاد نیست!!!

اعتماد(دوشنبه ۱۳ اسفند)  در حالی که نصف صفحه به انتخاب دایی تعلق گرفته فقط در کادر کوچکی به با عنوان"احمدی نژاد در بغداد" به این سفر اشاره شده!!

اعتماد (سه شنبه ۱۴ اسفند) باز هم خبری از سفر رییس جمهور نیست! احتمال قیمت سکه هم از سفر احمدی نژاد مهمتر است!

 پ.ن: انشاءالله امروز عازم جنوبم.تا یکشنبه هفته بعد نیستم!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 5:1  توسط حسین سلیمانی  | 

 

مدتی است که "گفت"مان "میانه روی" و "اعتدال" در فضای کشور رونق گرفته و آنهایی که تا دیروز با افراط و تفریط هایشان پدر  مردم و مملکت را در اورده بودند و به همین دلیل با عدم اقبال مردم رو به رو گشته بودند، اینبار تابلوی "اعتدال" و "میانه روی"  را بالا بردند  و خود را ناجی  کشور از دست "افراط" و "تندروی" خواندند. رواج این گفتمان به این شکل به مرحله ی دوم  انتخابات ریاست جمهوری نهم باز میگردد. زمانی که احمدی نژاد تبدیل به  نماد افراط و تندروی شده بود و هاشمی نماد اعتدال و میانه روی!!؟ به طوری که  روزنامه ی شرق بعد از اعلام نتایج مرحله ی اول تیتر خود را این گونه انتخاب کرد : "اعتدال آری، افراط هرگز" و در اکثر اظهار نظر های فعالین سیاسی میشد مظمون این جمله را یافت که "برای جلوگیری ازتندروی و تحجر و افراطی گری  به  هاشمی رای میدهیم که معتدل و میانه روست(!)"

بدین ترتیب جریانی خطرناک که نشان داده است برای رسیدن به قدرت و حفظ آن دست به هر کاری میزند این استراتژی را برگزید : "اعتدال و میانه روی" . این جریان سعی بر این داشت که با افراطی نشان دادن دو جناح موجود، خود را به عنوان جریان سوم و معتدل معرفی کند و بدینوسیله به قدرت برسد.این جریان هر چند که در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد اما با پیگیری شعار خود مبنی بر اعتدال و میانه روی و متهم کردن دیگران به افراطی گری و تندروی در این مدت توانست تا حدودی فضای کشور را در دست خود بگیرد.البته بخش بزرگی از این موفقیت خود را مدیون حافظه ی کوتاه مدت ما ایرانی ها هستند که خیلی زود گذشته افراد را فراموش میکنیم و اجازه میدهیم کسانی که تا دیروز اجازه ی نقد نمیدادند و فضای خفقان ایجاد کرده بودند ، دم از آزادی بزنند و آنهایی که در زمان خودشان اقتصاد مملکت را فلج کردند از افزایش تورم ابراز نگرانی کنند و بالاخره همان افراطی های دیروز ،امروز دم از میانه روی و اعتدال بزنند!

اما این بار نیز رهبر عزیز انقلاب همچون همیشه خود وارد میدان شدند و فضا را روشن کردند. سخنرانی ایشان در جمع خبرگان که حاوی نکات بسیار ارزنده ای بود، نکته ی بسیار مهمی در بر داشت و آن، اشاره به همین جریان میانه رو و خطر آن است:

" دشمن با استفاده از شگرد رايج خود براي تقسيم بندي عرصه سياسي كشور به تندرو و ميانه رو ، تلاش مي­كند با گفتمان حاكم بر پايبندي به اصول انقلاب اسلامي مقابله كند و به صراحت نيز اعلام كرده است كه بايد فشار به ايران را افزايش داد تا در دو انتخابات مهم آينده ، ميانه روها يا همان افرادي كه به اصول و نظام جمهوري اسلامي معتقد نيستند برسر كار بيايند، در تقسيم بندي دشمن ، كساني كه به اصول نظام اسلامي معتقد باشند ،‌ تندرو معرفي مي شوند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:14  توسط حسین سلیمانی  |