تبليغاتX
وبلاگ کهف - از دافعه ی احمدی نژادی تا جاذبه ی هاشمی!

چند روز پیش وقتی داشتم عکس های سفر هاشمی به مکه را میدیدم به عکسی برخوردم که در کنار هاشمی و محسن رضایی، دانش جعفری که چند وقت پیش توسط احمدی نژاد از وزارت عزل شده بود ایستاده بود. خبر دلجوی هاشمی از حداد عادل را هم که احتمالا شنیده اید.وقتی که حداد برای ریاست مجلس رای نیاورد هاشمی برای دلجویی از حداد دعوت کرد تا به همراه خانواده در سفر عربستان  او را همراهی کند.در این جا نمی خواهم در مورد این بحث کنم که حضور دانش جعفری و حداد عادل و محسن رضایی و ... در اجلاس وحدت اسلامی چه موضوعیتی دارد و به هزینه ی چه کسی است.موضوعی که میخواهم مطرح کنم همان طور که در عنوان بحث آورده ام مربوط  به دافعه احمدی نژادی و جاذبه ی هاشمی است.البته شاید جاذبه کلمه ی مناسبی نباشد و نتواند منظور من را  به درستی برساند.جاذبه در این جا به معنی جمع آوری افراد است.
همان طور که در بالا اشاره شد و مثال های بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارد شخصیت هاشمی به گونه ای است که همیشه سعی در جمع آوری افراد زیر پرچم خود دارد.در حالی که کمتر مشاهده شده است هاشمی کسی را طرد کند.افراد اگر مخالف مطلق او نباشند و کمترین استعدادی برای قرار گرفتن زیر پرچم او را داشته باشند توسط روش های گوناگون جذب میشوند.این روش ها  برای یکی تحویل گرفتن است ، برای کسی دعوت به سفر حج و دلجویی و برای دیگری دادن پست و مقام. در نقطه ی مقابل، اطرافیان احمدی نژاد قرار دارند که متاسفانه به راحتی افراد را از دفع میکنند.افرادی که کمترین مخالفت با دولت را داشته باشند با انواع برچسب ها و تهمت ها مواجه میشوند.البته تاکید من بر اطرافیان احمدی نژاد است و از همین رو هم در عنوان از دافعه ی "احمدی نژادی" و نه "احمدی نژاد" استفاده کردم.در دیدار دانشجویان با رییس جمهور که حدود یک ماه پیش بود همین مطلب عنوان شد و احمدی نژاد کاملا این ضعف اطرافیان را قبول داشت .
اما به نظر میرسد هیچ کدام از این دو روش صحیح نمیباشد و هر کدام ایراداتی دارند.رفتار هاشمی در جذب اینگونه ی افراد و حمایت بی چون و چرا از اطرافیان و مدیران خود باعث شده است که هاشمی برای اینکه اطرافیانش از او طرد نشوند در برابر اشتباهات و فساد اطرافیانش یا سکوت کند و یا از آن ها حمایت کند. در چنین شرایطی افراد فاسد در کنار ایشان میمانند و با سوء استفاده از این موقعیت به شخصیت ایشان لطمه وارد میکنند. از طرفی کسی که بخواهد همه را در کنار خود داشته باشد قاطعیت در تفکراتش را از دست میدهد و مجبور است بسیاری از آرمانها و تفکراتش را فراموش کند.در چنین شرایطی فرد مرزبندی خود را با دشمن نمی تواند شفاف کند.همچنین طریقه ی جذب افراد به وسیله ی دادن پست و مقام و سفر خارجی و ... نیز صحیح نمیباشد.
اما رفتار بعضی از اطرافیان دولت در طرد افراد به این شکل نیز نمیتواند درست باشد. در اینجا بحث بر سر معاندین و ضد انقلاب و ... نیست بلکه بحث بر سر طرد نیروهای انقلابی و اصولگرا(نه لزوما جناح اصولگرا) است که با دولت اختلاف سلیقه دارند.رفتار  بعضی از اطرافیان احمدی نژاد در برچسب زدن به افراد باعث میشود تا اختلاف سلیقه های جزئی به کینه های عمیق تبدیل شود.اگر با کسانیکه دلسوز هستند و با دولت دشمنی ندارند و تنها در روش ها منتقد دولت هستند به طرز صحیح و اخلاقی رفتار شود در حد منتقد دلسوز باقی میمانند و چه بسا با دولت همراه شوند اما اگر با آنها به طرز ناصحیح رفتار شود و طرد شوند انتقاد آنها به دشمنی تبدیل میشود.البته بدیهیست که دولت نباید برای اینکه دل افراد را بدست آورد مشی خود را تغییر دهد و یا برای اینکه افراد ناراحت نشوند در برابر بی کفایتی آنها سکوت کند بلکه باید قاطعانه برخود کند اما در عین قاطعیت باید اخلاقی هم عمل کند.به عنوان مثال در بحث تغییر وزرا انتقادات و برچسب ها و توهین هایی که بلافاصله بعد از تغییر وزرا (به خصوص وزیر کشور و اقتصاد) نسبت به آنها شد دقیقا مصداق همان طرد کردن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 1:6  توسط حسین سلیمانی  |