
اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا پیرامون مسائل عراق خرداد ماه سال گذشته برگزار شد.در همین زمینه 3 دور مذاکره انجام گرفت. در آن زمان مسئولان وزارت خارجه و دولت اصرار عراق برای برگزاری این مذاکرات را دلیل نشستن بر سر میز مذاکره میدانستند و میگفتند در صورت خودداری از شرکت در این مذاکرات وجهه ی ایران نزد دولت و ملت عراق تخریب میشود و جو سازی های گسترده علیه ایران در افکار عمومی جهان صورت میپذیرد لذا ما برای "ملت عراق" با آمریکا "گفت و گو" میکنیم و میرویم تا آمریکا را "تفهیم اتهام" کنیم.
با گذشت چند ماه از آن "گفت و گو" ها یا به قول آقایان وزارت خارجه "مذاکرات" چند وقتی است که زمزه ی تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران شنیده میشود و رئیس جمهور به طور ضمنی از آن استقبال میکند و وزیر خارجه از بررسی آن خبر میدهد ! اما این بار بهانه چیست؟با مرور مواضع رئیس جمهور و مسولان وزارت خارجه میتوان دریافت که آنها در این رابطه همواره به دو نکته اشاره می نمایند:
1- ما با هیچ کشوری غیر از اسرائیل دشمنی نداریم و اگر کشوری شرایط برابر را قبول کند با آن رابطه برقرار میکنیم.
2- ملت آمریکا هیچ مشکلی ندارد ما برای برقراری ارتباط با ملت آمریکا هیچ محدودیتی نداریم و در توسعه روابط بین ملت ها نیز از نظر ما مشکلی وجود ندارد.
بر پایه ی همچین استدلال هایی است که رابطه با آمریکا مطرح میشود و اتفاقا این استدلالات به جای اینکه لزوم رابطه را اثبات کند هرگونه رابطه را نفی میکند!
گزاره ی اول گزاره ای درست و منطقی است اما آیا آمریکا شرایط برابر را قبول دارد؟ آمریکا خود را سرور جهان میداند و نه تنها این برابری را قبول ندارد بلکه هر روز بر ادعاها و دشمنی هایش می افزاید و در یک کلام آمریکا هنوز هم "شیطان بزرگ" است. بنا بر این بر پایه ی این استدلال، آقایان باید فکر رابطه با آمریکا تحت نام دفتر حافظ منافع آمریکا ، گفت و گو پیرامون عراق و ... را فعلا از ذهنشان بیرون کنند.
اما گزاره دوم از پایه نادرست است!چرا مردم آمریکا مشکلی ندارند؟ من مانند مسئولان کشور محظوریت دیپلماتیک ندارم که بخواهم از ملت آمریکا تعریف کنم. اتفاقا تمام مشکل، مردم آمریکا هستند.دولت آمریکا به پشتوانه ی مردمش و برای منافع آنهاست که به کشور های دیگر حمله میکند و از چند صد میلیون مردم "خوب"(به قول مسئولان) آمریکا فقط چند هزار نفر علیه جنگ افروزی آمریکا تظاهرات میکنند و آنها هم خانواده های سربازان آمریکایی هستند که نگران فرزندان خود هستند نه مردم مظلوم عراق و افغانستان و ... . این مردم "خوب"،خوب میدانند که روی زمینی زندگی میکنند که خون میلیون ها سرخپوست روی آن ریخته شده و خوب میدانند که از خون مردم جهان ارتزاق میکنند.آنها خوب میدانند که چرخ صنعت کشورشان را خون ملت های جهان می چرخاند.مردم آمریکا خوب میدانند که زنان و مردان عراقی و افغانی به بهانه ی تامین امنیت آنها قتل عام میشوند.با این تفاسیر آیا درست است که به بهانه ی این ملت "فهیم"(!) ننگ رابطه با "شیطان بزرگ" را بپذیریم؟
مسئولان دولت باید بدانند که اگر در زمان گفت و گو با آمریکا پیرامون عراق به دلیل پیچیدگی ماجرا و اینکه شاید به خاطر عراق مجبور به گفت و گو بودیم مخالفت جدی با آن ابراز نشد اما ایجاد رابطه با "شیطان بزرگ" تحت عنوان دفتر حافظ منافع و ... در این شرایط قطعا با مخالفت های جدی رو برو میشود .همان طور که در بیانیه ی اخیر جنبش عدالت خواهی هم گفته شد " در صورت گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران، شاهد اقدام انقلابی دیگری از سوی دانشجویان انقلابی پیرو خط رهبری در تعطیلی این دفتر خواهیم بود. " این واکنش از سوی دانشجویان حامی دولت شدیدتر خواهد بود زیرا آنها نمی خواهند دستاورد های بزرگ دیپلماسی فعال ایران در 3 سال گذشته فدای رابطه با آمریکا شود.بنابراین امیدوارم دولت از ابتدا دست به همچین اقدام نابخردانه ای نزند که باعث شود با انقلاب سوم واشغال دفتر حافظ منافع آمریکا هزینه هایی را به کشور وارد نماییم.