تبليغاتX
وبلاگ کهف - مدیریت در کدام شرایط سخت تر است؟ جنگ یا حالا؟!

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/12/27/107641_539.jpg

/* /*]]>*/

حضور نخستوزیر دوران جنگ در انتخابات ریاست جمهوری دهم بحثهای گوناگونی پیرامون مدیریت در شرایط جنگ و مدیریت در شرایط فعلی را مطرح کرده است. بسیاری از حامیان مهندس موسوی این چنین استدلال می آورند که چون وی در شرایط بحرانی جنگ توانست کشور را مدیریت کند اکنون که کشور در شرایط بسیار بهتری قرار گرفته است نیز می تواند به خوبی کشور را اداره نماید. در این مقاله هدفمان بررسی موفقیت یا عدم موفقیت مهندس موسوی در اداره ی کشور در زمان جنگ نیست و ما در این جا فرض را بر این میگیریم که وی در آن دوران موفق بوده است(هرچند که بسیاری از کارشناسان نظری خلاف این را دارند) و لذا سعی می کنیم به مساله ای که کمتر به آن پرداخته می شود یعنی مقایسه ی  شرایط دوران جنگ با شرایط فعلی بپردازیم و ببینیم اداره ی کشور در کدامیک از این شرایط سخت تر است؟

هرچند که شرایط فعلی و شرایط جنگ را میتوان از منظر های مختلفی بررسی کرد اما به جرات می توان گفت فرهنگ حاکم بر مردم مهمترین فاکتور در سختی یا آسانی حکومت بر آنان است. اداره ی مردمی که روحیه قناعت دارند با مردمی که رفاه طلب هستند متفاوت است و حکومت بر جامعه ای که در آن آگاهی های سیاسی بالاست با جامعه ای کمتر است نیز تفاوت دارد. لذا در این مقاله تنها به بررسی فرهنگ غالب در دو دوران می پردازیم. در دوران جنگ همان گونه که امام فرمودند جنگ در رأس امور و فرهنگ غالب، فرهنگ ایثار شهادت بود. در آن دوران از طرفی روحیه ی انقلابی در جامعه پررنگ بود و از طرفی مردم چون شرایط جنگ را می دیدند در برابر مشکلات و سختی ها صبر می کردند و اکثریت به آن چیزی که داشتند قانع بودند و حاضر بودند همه نوع سختی را برای جنگ تحمل کنند و حتی از مال و فرزندانشان نیز برای کشور بگذرند. در حالی که وضعیت اقتصادی در دوران جنگ اصلا جالب نبود و اقتصاد ما کوپنی بود و مردم برای تهیه ی  مایحتاج اولیه ی خود مجبور بودند ساعت ها در صف های طویل بایستند اما اکثریت مردم فضای جنگ را درک میکردند و کمتر پیش می آمد که کسی اعتراض جدی بکند. البته اقلیتی (اکثرا از قشر مرفه) نیز بودند که تحمل نمی کردند ولب به اعتراض می گشودند اما مردم با آن ها همراهی نمیکردند.

بعد از جنگ، مسولین دولت سازندگی با این استدلال که مردم از جنگ خسته شده اند شعار های انقلابی را از در و دیوارها پاک کردند و شعار رفاه برای مردم و ... را جایگزین شعار های انقلابی کردند و بدین ترتیب رفاه طلبی که بعد از جنگ ابتدا با مسابقه ی رفاه در میان مسولین شروع شد به عموم جامعه منتقل شد و به تدریج روحیه ی انقلابی در جامعه کمرنگ شد و فرهنگ مردم به کلی دگرگون گردید. ایثار و فداکاری جای خود را به خود خواهی داد و قناعت مردم تبدیل به رفاه طلبی روز افزون شد تا جایی که جامعه ای که در آن دوران همه نوع سختی ای را تحمل میکرد و دم بر نمی آورد امروز در برابر گرانی گوجه در سرمای چندین درجه زیر صفر فریاد بر می آورد! همچنین در حالی که امروز سطح رفاه به مراتب از گذشته بالاتر رفته است اما کمتر کسی را می توان یافت که از زندگی خود راضی باشد. با توجه به این تفاوت فرهنگی جامعه در دو دوران، واضح است اداره ی مردم با چنین فرهنگی به مراتب سخت تر از دوران جنگ است. جالب است که مهندس موسوی خود نیز در مصاحبه ای به همین نکته اشاره می کند“اگر این قشرها چه شهری، چه روستایی و چه عشایری خواسته های فزاینده اقتصادی داشتند و سهم خواهی می کردند و این صبر را نداشتند، طبیعتا دولت آن زمان، نمی توانست سیاست های خود را عملی کند. به نظر من سهم تحمل و صبوری مردم در دستاوردها و پیروزی های دهه ی اول انقلاب و پایداری کشور در جنگ فوق العاده بالاست، اما متاسفانه این نقش به خوبی توصیف نشده است“(مصاحبه با ”کلمه“ 1387)

******************

این مطلب در نشریه وقایع انتخابیه دانشگاه شریف چاپ شده است.برای دریافت آن این جا را کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:18  توسط حسین سلیمانی  |